Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دژخم

تلفظ بین المللی : /dˈaʒxam/ تلفظ :‌ [d'aZxam]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • دژخمی
  • دژخی
  • دژخیم
  • دژخیمه رنگ
  • دژم
  • دژم بخت
  • دژم روی
  • دژم ساختن
  • دژم ساز گشتن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دژخم. [ دُ خ ِ ] ( ص مرکب ) بد خوی و طبیعت. ( از برهان ). خشمگین. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
- دژخم شدن ؛ خشمگین شدن :
دژخم شدو گفت ای که ترا خواهر و زن غر
کس از پی زر تن چه نهد خوف و خطر بر.
سوزنی.
|| جلاد. ( برهان ). جلاد و مردم کش. ( از آنندراج ). و رجوع به دژخیم شود.

فرهنگ عمید

دژخیم#NAME?

= دژخیم

فرهنگ فارسی

بدخوی و طبیعت خشمگین

کلمات مرتبط

  • دژخمی
  • دژخی
  • دژخیم
  • دژخیمه رنگ
  • دژم
  • دژم بخت
  • دژم روی
  • دژم ساختن
  • دژم ساز گشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات