کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دوست-گردانیدن | کلماتور
معانی کلمه : دوست گردانیدن
تلفظ بین المللی :
/dˈuːst ɡˌardɑnˈidan/
تلفظ :
[d'u:st g,aRdAn'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
درست گردانیدن
دوست گردیدن
دست گرداندن
درست گردیدن
دوست
دوست بودن
دوست داشتن
دوست داشتنی
دوست صمیمی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دوست گردانیدن. [ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) تحبیب. ( ترجمان القرآن ). دوست کردن. دوستدار کردن. دل کسی را به سوی خود کشاندن : دوست را زود دشمن توان کرد اما دشمن را دوست گردانیدن دشوار بود. ( قابوسنامه ).
فرهنگ فارسی
تحبیب . دل کسی را به سوی خود کشاندن .
کلمات مرتبط
درست گردانیدن
دوست گردیدن
دست گرداندن
درست گردیدن
دوست
دوست بودن
دوست داشتن
دوست داشتنی
دوست صمیمی
نظرات