Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : درست گردیدن

تلفظ بین المللی : /dˈorost ɡardˈidan/ تلفظ :‌ [d'oRost gaRd'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دوست گردیدن
  • درشت گردیدن
  • خرمن سهده وا دست گریدن
  • دست ور خو گریدن
  • دست پیش گریدن
  • وا دست گریدن
  • گریدن وا دست
  • درست
  • درست ادا نشده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

درست گردیدن. [ دُ رُ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) درست گشتن. درست شدن. || سالم شدن. شفا یافتن. تندرست گشتن : استجبار، انجبار، تجبر؛ درست و نیکوحال گردیدن. ( منتهی الارب ). رجوع به درست گشتن شود : یکایک همه کار او باز جست بدان تا گنه بر که گردد درست.فردوسی.گر ایدون که گردد درست این خبرکه خسرو کند سوی ما بر گذر.فردوسی.اگر گردد این تهمت بد درست شود بند عمر شما پاک سست.شمسی ( یوسف و زلیخا ).گفت چند روز توق...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - آماده شدن مهیا شدن ۲ - اصلاح شدن . ۳ - ثابت گشتن محقق شدن .
درست گشتن درست شدن سالم شدن شفا یافتن محقق شدن صواب بودن

کلمات مرتبط

  • دوست گردیدن
  • درشت گردیدن
  • خرمن سهده وا دست گریدن
  • دست ور خو گریدن
  • دست پیش گریدن
  • وا دست گریدن
  • گریدن وا دست
  • درست
  • درست ادا نشده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات