کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دوست-صمیمی | کلماتور
معنی کلمه : دوست صمیمی
تلفظ بین المللی :
/dˈuːst samˈimi/
تلفظ :
[d'u:st sam'imi]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
دوست
دوست بودن
دوست داشتن
دوست داشتنی
دوست نداشتن
دوست کردن
دوست یونان
دوست محمد
دوست محمد گواشانی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
cater-cousin (اسم)دوست صمیمیcrony (اسم)دوست صمیمی، هم اطاق، رفیق موافقcobber (اسم)جفت، دوست صمیمی، قرینcousin-german (اسم)دوست صمیمی، عمو زاده، عمه زادهhail-fellow (اسم)نزدیک، دوست صمیمی...
کلمات مرتبط
دوست
دوست بودن
دوست داشتن
دوست داشتنی
دوست نداشتن
دوست کردن
دوست یونان
دوست محمد
دوست محمد گواشانی
نظرات