کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : دوست کردن
تلفظ بین المللی :
/dˈuːst kˈardan/
تلفظ :
[d'u:st k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
املت درست کردن
با استادی درست کردن
با خدعه و فریب درست کردن
با دست عمل کردن
با دست نوازش کردن
با سر و دست اشاره کردن
با کف دست لمس کردن
اجمالا درست کردن
اظهار دوستی کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
friend
(فعل)
دوست کردن، یاری نمودن
کلمات مرتبط
املت درست کردن
با استادی درست کردن
با خدعه و فریب درست کردن
با دست عمل کردن
با دست نوازش کردن
با سر و دست اشاره کردن
با کف دست لمس کردن
اجمالا درست کردن
اظهار دوستی کردن
نظرات