Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ دورکردن

تلفظ بین المللی : /duːrkˈardan/ تلفظ :‌ [du:Rk'aRdan]
لغت نامه دهخدا
  • غربال درکردن
  • نام درکردن
  • از مرکز بدن دور کردن
  • از خود دور کردن
  • دور کردن
  • دور کردن از
  • دور کردن یا دفاع کردن
  • دودکردن اسفند
  • درکردن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

دورکردن . [دَ / دُو ک َ دَ ] (مص مرکب ) احاطه کردن و محاصره کردن . چیزی یا کسی را جمعی در میان گرفتن . (از ناظم الاطباء). حلقه وار گرد کسی یا چیزی برآمدن . گرد آمدن جمعی پیرامون کسی و بیشتر برای واداشتن او به کاری یا قبولانیدن عقیدتی . (یادداشت مؤلف ). || پیرامون چیزی گردیدن . (ناظم الاطباء). چرخیدن . گردیدن .- دورکردن سر ؛ گردیدن سر. (آنندراج ). دوار گرفتن . به مرض دوار مبتلا شدن : آسمان کیست که...

کلمات مرتبط

  • غربال درکردن
  • نام درکردن
  • از مرکز بدن دور کردن
  • از خود دور کردن
  • دور کردن
  • دور کردن از
  • دور کردن یا دفاع کردن
  • دودکردن اسفند
  • درکردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات