کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دور-کردن-از | کلماتور
معنی کلمه : دور کردن از
تلفظ بین المللی :
/dˈuːr kˈardan ˈaz/
تلفظ :
[d'u:R k'aRdan 'az]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
از مرکز بدن دور کردن
از خود دور کردن
از راه دور تلفن کردن
از میدان در کردن
حریف را از میدان در کردن
دوری کردن از
سر جلوتر از بدن حرکت کردن در حال راه رفتن
باری از دوش کسی برداشتن یا بار کسی را سبک کردن
در یاد کردن علم ها از فریضه و سنت در همه سال
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
draw off
(فعل)
کاستن، جدا کردن، کم کردن، مجزا کردن، دور کردن از
کلمات مرتبط
از مرکز بدن دور کردن
از خود دور کردن
از راه دور تلفن کردن
از میدان در کردن
حریف را از میدان در کردن
دوری کردن از
سر جلوتر از بدن حرکت کردن در حال راه رفتن
باری از دوش کسی برداشتن یا بار کسی را سبک کردن
در یاد کردن علم ها از فریضه و سنت در همه سال
نظرات