Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دماغ سوختن

تلفظ بین المللی : /damˈɑq1 sˈuxtan/ تلفظ :‌ [dam'Aq1 s'uxtan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دماغ سوخته
  • دماغ سوختگی
  • داغ بر دست سوختن
  • داغ سوختن
  • دماغ سوخته ها
  • داغ ساختن
  • دماغسوخته
  • داغ دوختن
  • دماغ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دماغ سوختن. [ دَ / دِ ت َ ] ( مص مرکب ) محنت بسیار کشیدن. ( ناظم الاطباء ) ( غیاث ). دماغ پختن. کنایه است از رنج و محنت بسیار کشیدن ، و به صورت لازم و متعدی هر دو استعمال می شود. ( از آنندراج ) : به دود آتش ماخولیا دماغ بسوخت هنوز جهل مصورکه کیمیایی هست.سعدی.از صحبت صوفی منشان سوخت دماغم ای باده پرستان ره میخانه کدام است ؟سعدی.به سینه هر نفسم صدهزار داغ مسوزبرای سوختنم این قدر دماغ مسوز.باقر کاشی ...

فرهنگ فارسی

محنت بسیار کشیدن .

کلمات مرتبط

  • دماغ سوخته
  • دماغ سوختگی
  • داغ بر دست سوختن
  • داغ سوختن
  • دماغ سوخته ها
  • داغ ساختن
  • دماغسوخته
  • داغ دوختن
  • دماغ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات