مغز سر؛ مادۀ نرم و خاکستریرنگ که در میان جمجمه قرار دارد.
(دِ یا دَ) [ ع . ] (اِ.) مغز سر.
(دَ) (اِ.) بینی . ؛ ~ چاق بودن کنایه از: تندرست و خوشحال بودن . ؛از ~ فیل افتادن کنایه از: خود را معتبر و والامقام پنداشتن ، متکبر بودن . ؛ ~ کسی سوختن کنایه از: ناکام و ناامید شدن .
حوصله
مغز
حوصله
تمایل
حال، ذوق
بینی، خیشوم، غنه، مشام
۱. مغز
۲. حوصله
۳. حال، ذوق
۴. تمایل