Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ داغ سوختن

تلفظ بین المللی : /dˈɑq1 sˈuxtan/ تلفظ :‌ [d'Aq1 s'uxtan]
لغت نامه دهخدا
  • داغ بر دست سوختن
  • دماغ سوختن
  • داغ ساختن
  • داغ دوختن
  • سوخت دان
  • سوخت اکسیژن دار
  • دماغ سوخته
  • دماغ سوختگی
  • دام ساختن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

داغ سوختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) صاحب آنندراج این ترکیب را آورده است با شواهد زیرین : کشیدم ناله از بس در غمت نی در فغان آمدبدل داغ تو چندان سوختم کآتش بجان آمد.فطرت.سینه باز حسرتم رشک برون شد از درون بسکه بهر طرف درو داغ شکار سوختم.طالب آملی.خورشید تا ز داغ غمت سوخت بر جگرتا شد سپند خال ترا مجمر آینه.ثنائی....

کلمات مرتبط

  • داغ بر دست سوختن
  • دماغ سوختن
  • داغ ساختن
  • داغ دوختن
  • سوخت دان
  • سوخت اکسیژن دار
  • دماغ سوخته
  • دماغ سوختگی
  • دام ساختن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات