Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ دشخیم

تلفظ بین المللی : /dˈaʃxim/ تلفظ :‌ [d'aSxim]
لغت نامه دهخدا
  • دژخیم
  • دژخیمه رنگ
  • دخیمبر
  • ترانه دژخیم
  • دنخیمنو
  • وقتی دژخیم می گرید
  • ان دایم
  • اندام دایمی کننده
  • تیاتر دایمی ملی ایران
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

دشخیم. [ دُ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) ( از: دش ، بد + خیم ، خو ) بدخو.بدطبیعت. ( آنندراج ). دژخیم. دژخو. || دشنام. فحش. ( ناظم الاطباء ). || بهتان. || طعنه. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به دژخیم شود.

کلمات مرتبط

  • دژخیم
  • دژخیمه رنگ
  • دخیمبر
  • ترانه دژخیم
  • دنخیمنو
  • وقتی دژخیم می گرید
  • ان دایم
  • اندام دایمی کننده
  • تیاتر دایمی ملی ایران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات