Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دست چرب

تلفظ بین المللی : /dˈast tʃˈarb/ تلفظ :‌ [d'ast tS'aRb]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • چرب دست
  • دست چربی
  • چابک دست
  • چرب دستی
  • سر را به دست بستن به منظور جلوگیری از تیزروی و چابکی بعلاوه کنترل بیشتر بر حیوان
  • چابوک دست
  • چربی دوست
  • چابک دستی
  • دستاربند
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دست چرب. [ دَ چ َ ] ( ص مرکب ) معاون. || صاحب مکنت. || ( به اضافه ) کنایه از صاحب مکنت. || مددکننده. اعانت کننده. رجوع به این ترکیب ذیل دست شود.

فرهنگ عمید

سود و نفعی که از کسی به دیگری برسد: دراین زمانه که امید دست چربی نیست / مگو چراغ ز خود روغنی برون آرد (صائب: لغت نامه: دست ).

فرهنگ فارسی

معاون یا صاحب مکنت یا کنایه از صاحب مکنت . یا مدد کننده اعانت کننده .

کلمات مرتبط

  • چرب دست
  • دست چربی
  • چابک دست
  • چرب دستی
  • سر را به دست بستن به منظور جلوگیری از تیزروی و چابکی بعلاوه کنترل بیشتر بر حیوان
  • چابوک دست
  • چربی دوست
  • چابک دستی
  • دستاربند
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات