درهم شکستن. [ دَ هََ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) شکستن. منکسر کردن. خرد کردن : ور دست من به چرخ رسیدی چنانکه آه بند و طلسم او همه درهم شکستمی.خاقانی.حصار پیروزجی و سقف بنفسجی آسمان را چون صور نخستین درهم خواهی شکستن. ( منشآت خاقانی چ دانشگاه ص 7 ). همه زرادخانه بشریت درهم شکست. ( منشآت خاقانی ص 208 ).ز ناله بر هوا چون کله بستی فلکها را طبق درهم شکستی.نظامی.بفرمود درهم شکستند خردمبدل شد آن عیش صافی ب...
فرهنگ فارسی
شکستن منکسر کردن خرد کردن مغلوب کردن منکوب کردن
دانشنامه عمومی
درهم شکستن (فیلم ۱۹۹۷). درهم شکستن یا انهدام (به انگلیسی: Breakdown) فیلمی است محصول سال ۱۹۹۷ و به کارگردانی جاناتان موستو است. در این فیلم بازیگرانی همچون کرت راسل، جی تی والش، کاتلین کویینلان، ام. سی. گینی، جک نوثورتی، مویرا هریس، رکس لین، جک مک گی، استیون ودینگتون، توماس کوپاچ ایفای نقش کرده اند.۲ مه ۱۹۹۷ (۱۹۹۷-05-۰۲)جف تیلور در یک جاده خلوت به همراه همسرش امی از بوستون به سمت سن دیگو رانندگی...
مترادف و متضاد
overwhelm (فعل)دست پاچه کردن، منکوب کردن، درهم شکستن، پایمال کردن، سراسر پوشاندن، مستغرق دراندیشه شدنsmash (فعل)خرد کردن، درهم شکستن، ورشکست شدن، شکست دادن، بشدت زدن، پرس کردن، درهم کوبیدنbreak down (فعل)تجزیه کردن، درهم شکستن، از اثر انداختن، تقسیم بندی کردنforce (فعل)مجبور کردن، درهم شکستن، بیرون کردن، راندن، قفل را شکستن، بزور باز کردن، بی عصمت کردن، به زور جلو رفتنcrash (فعل)خرد کردن، تصادم کر...