Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دردالود

تلفظ بین المللی : /dardˈɑɑlˌud/ تلفظ :‌ [daRd'AAl,ud]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • دردآلود
  • دودآلود
  • دودالود
  • دودآلودی
  • دژالود
  • گردآلود
  • گردالود
  • گردالودگی
  • دردآور
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( دردآلود ) دردآلود. [ دَ ] ( ن مف مرکب ) دردآلوده. آلوده به درد. دردناک. دردمند. دلگیر. غمناک. ( ناظم الاطباء ) : ز آه آن طفلکان دردآلودگردی از غار بردمید چو دود.نظامی.آه دردآلود سعدی گر ز گردون بگذرددر توکافردل نگیرد ای مسلمانان نفیر.سعدی.روی زرد است و آه دردآلودعاشقان را گواه رنجوری.حافظ.ای وصالت آرزوی جان غم فرسود من در فراقت شد به گردن آه دردآلود من.اسیری لاهیجی ( از آنندراج ).دردآلود. [ دُ ]...

فرهنگ عمید

( دردآلود ) دردناک، دردمند.
۱. هر مایعی که آلوده به دردی باشد، آلوده به درد.
۲. شرابی که مخلوط با درد باشد.

فرهنگ معین

( دردآلود ) (دَ ) (ص مف . ) = دردآلوده : دردناک ، دردمند.

فرهنگ فارسی

( درد آلود ) ( صفت ) درد ناک دردمند .

کلمات مرتبط

  • دردآلود
  • دودآلود
  • دودالود
  • دودآلودی
  • دژالود
  • گردآلود
  • گردالود
  • گردالودگی
  • دردآور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات