Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دژالود

تلفظ بین المللی : /daʒˈɑɑlˌud/ تلفظ :‌ [daZ'AAl,ud]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • دژآلود
  • دژالون
  • دالودیلو
  • دژآلون
  • دکان داود
  • سراب داود
  • عسل داود
  • قره داود
  • بناکتی ابوسلیمان داود
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( دژآلود ) دژآلود. [ دُ ] ( ن مف مرکب ) دژآلوده. سهمگین. خشمگین. قهرآلود. ( برهان ). خشمگین و غضبناک :
یکی شیر دژآلود است در جنگ
که دارد از مصاف شیر نر ننگ.
خسروانی.
ثَرملة؛ دژآلودخوردن ، یعنی بی ادب و پریشان خوردن. ( از مجمل اللغة )( از منتهی الارب ). || تندخوی. ( ناظم الاطباء ). بدخو. تندخلق.

فرهنگ عمید

( دژآلود ) ۱. خشم آلود، خشمگین: یکی ببر دژآلود است در جنگ / که دارد از مصاف شیر نر ننگ (خسروانی: شاعران بی دیوان: ۱۱۷ ).
۲. بدخو، تندخو.

فرهنگ معین

( دژآلود ) ( ~. ) (ص مف . ) ۱ - خشمگین . ۲ - بدخُلق ، تندخو.

فرهنگ فارسی

( دژ آلود ) دژ آلوده سهمگین خشمگین قهر آلود

کلمات مرتبط

  • دژآلود
  • دژالون
  • دالودیلو
  • دژآلون
  • دکان داود
  • سراب داود
  • عسل داود
  • قره داود
  • بناکتی ابوسلیمان داود
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات