کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : داو داوه
تلفظ بین المللی :
/dˈɑv dˈɑveː/
تلفظ :
[d'Av d'Ave:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
داو
داو جونز شاخص
دیر داوه
داو دادن
داو زدن
داو یافتن
داو بردن
داو خواستن
داو طلبیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( داوداوة )
داوداوة. [ وَ ] ( اِ ) نام درخت و میوه ای که آنرا در نوعی شیرینی خمیر و در آفتاب خشک کنند. ( دزی ج 1 ص 420 ).
فرهنگ فارسی
نام درخت و میوه ای که آنرا در نوعی شیرینی خمیر و در آفتاب خشک کنند ٠
کلمات مرتبط
داو
داو جونز شاخص
دیر داوه
داو دادن
داو زدن
داو یافتن
داو بردن
داو خواستن
داو طلبیدن
نظرات