کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : داو طلبیدن
تلفظ بین المللی :
/dˈɑv tˌalabˈidan/
تلفظ :
[d'Av t,alab'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
داد طلبی
داو
دأو
داو جونز شاخص
داو دادن
داو زدن
داو یافتن
داو بردن
داو خواستن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
داو طلبیدن. [ طَ ل َ دَ ] ( مص مرکب ) خواستن داو ( در بازی ). رجوع به داو شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - ( بازی ) خواستن داو . ۲ - خواهان عدالت بودن در تجسس عدالت بر آمدن .
کلمات مرتبط
داد طلبی
داو
دأو
داو جونز شاخص
داو دادن
داو زدن
داو یافتن
داو بردن
داو خواستن
نظرات