Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خونخواری

تلفظ بین المللی : /xuːnxˈɑri/ تلفظ :‌ [xu:nx'ARi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • خونخوار، خونخوار
  • خونخواهی کردن
  • خونخواهی، خونخواهی
  • خونخوار
  • خونخواهی
  • خون خواری
  • خوشخواری
  • خونخواره
  • خونخوارگان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خونخواری. [ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) عمل خونخوار. خون آشامی. خونریزی. سفاکی. ( ناظم الاطباء ) :
بخونخواری مکن چنگال را تیز
کزین بی بچه گشت آن شیر خونریز.
نظامی.
|| کنایه از غم و اندوه باشد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

۱. خون خوار بودن، خون آشامی.
۲. [مجاز] ستمکاری.
۳. [مجاز] وحشی گری.
۴. [قدیمی، مجاز] خون ریزی.

فرهنگ فارسی

۱ - نوشیدن خون خون آشامی . ۲ - بیرحمی سفاکی خونریزی .

کلمات مرتبط

  • خونخوار، خونخوار
  • خونخواهی کردن
  • خونخواهی، خونخواهی
  • خونخوار
  • خونخواهی
  • خون خواری
  • خوشخواری
  • خونخواره
  • خونخوارگان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات