کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خونخوارگی | کلماتور
معنی کلمه : خونخوارگی
تلفظ بین المللی :
/xˌuːnxɑrˈeɡi/
تلفظ :
[x,u:nxAR'egi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
خونخواری
خوشخوارگی
خونخوارگان
خونخوار، خونخوار
خونخواهی کردن
خونخواهی، خونخواهی
خونخوار
خونخواهی
خوشخواری
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
خونخوارگی. [ خوا / خا رَ / رِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی خونخواره : اگر روباه خونخوارگی بگذاشتی آسیب نخجیران بدو نرسیدی. ( کلیله و دمنه ).
همه آدمیزاده بودند لیکن
چو گرگان بخونخوارگی تیز چنگی.
سعدی ( گلستان ).
کلمات مرتبط
خونخواری
خوشخوارگی
خونخوارگان
خونخوار، خونخوار
خونخواهی کردن
خونخواهی، خونخواهی
خونخوار
خونخواهی
خوشخواری
نظرات