Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خندخند

تلفظ بین المللی : /xandˈaxand/ تلفظ :‌ [xand'axand]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • خندخند گشتن
  • خندخندان
  • خنداخند
  • خنداندن
  • خندنده
  • خنداند
  • خندانده
  • خندندگی
  • و خدایان دوشنبه ها می خندند
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خندخند. [ خ َ خ َ ] ( اِ مرکب ) خنده متصل و از روی دل. خنداخند. ( ناظم الاطباء ) :
چنین تا بنزدیک کوه سپند
لب از چاره خویش در خندخند.
فردوسی.
چون بحقّم سوی دانا نال نال
گر نباشد شاید از من خندخند.
ناصرخسرو.

فرهنگ عمید

خندۀ بلند و متصل.

فرهنگ فارسی

( اسم ) خند. متصل و از روی دل .

کلمات مرتبط

  • خندخند گشتن
  • خندخندان
  • خنداخند
  • خنداندن
  • خندنده
  • خنداند
  • خندانده
  • خندندگی
  • و خدایان دوشنبه ها می خندند
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات