Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خنداخند

تلفظ بین المللی : /xandˈɑxand/ تلفظ :‌ [xand'Axand]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • خنداندن
  • خندخند
  • خنداننده برتر
  • خنداند
  • خندانده
  • خنداننده
  • خندخند گشتن
  • خندخندان
  • خنداننده شو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خنداخند. [ خ َ خ َ ] ( اِ مرکب ) خنده متصل و از روی دل. ( ناظم الاطباء ). || ( ق مرکب )خندان خندان. ( انجمن آرای ناصری ). کم کم : تشنه چون بود سنگدل دلبندخواست آب آن زمان به خنداخند.منجیک.دفع چشم بد جهانی راهمچنان نرم نرم و خنداخند.انوری.درهم آمیختیم خنداخندمن و چون من فسانه گویی چند.نظامی ( از آنندراج ).بند بر من نهاد خنداخندیعنی آشفته را بباید بند.نظامی....

فرهنگ عمید

خندان خندان، در حال خندیدن، خنده کنان: درهم آویختیم خنداخند / من و چون من فسانه گویی چند (نظامی۴: ۷۰۱ ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) خند. متصل و از روی دل .

کلمات مرتبط

  • خنداندن
  • خندخند
  • خنداننده برتر
  • خنداند
  • خندانده
  • خنداننده
  • خندخند گشتن
  • خندخندان
  • خنداننده شو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات