Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خشمگین شدن

تلفظ بین المللی : /xˈaʃmɡin ʃˈodan/ تلفظ :‌ [x'aSmgin S'odan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • خشمگین شدن از
  • خشمگین
  • خشمگین ساختن
  • خشمگین سازی
  • خشمگین کردن
  • خشمگین 4
  • خشمگین 7
  • اورلاندوی خشمگین
  • بسیار خشمگین کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خشمگین شدن. [ خ َ / خ ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) عصبانی شدن. برتافته شدن. از جا دررفتن. اِخرِنطام ، تَذَمﱡر؛ بخشم آمدن. بهم برآمدن. امتحاک. ( یادداشت بخط مؤلف ) :
ملک را کمان کجی راست شد
ز سودا بر او خشمگین خواست شد.
سعدی ( بوستان ).

فرهنگ فارسی

عصبانی شدن برتافته شدن

مترادف و متضاد

از کوره‌در رفتن، برآشفتن، خشمناک شدن، عصبانی‌شدن، غضبناک شدن، متغیر شدن

rage (فعل)خروشیدن، خشمگین شدن، خشمناک شدن، غضب کردن، شدت داشتن، متلاطم شدنflare up (فعل)خشمگین شدنget angry (فعل)خشمگین شدن، عصبانی شدن، سخت عصبانی شدن...

کلمات مرتبط

  • خشمگین شدن از
  • خشمگین
  • خشمگین ساختن
  • خشمگین سازی
  • خشمگین کردن
  • خشمگین 4
  • خشمگین 7
  • اورلاندوی خشمگین
  • بسیار خشمگین کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات