معانی کلمه : خشمگین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
عصبانی، برآشفته، غضبناک.
فرهنگ معین
( ~. ) (ص مر. ) غضبناک ، خشمناک .
فرهنگ فارسی
( صفت ) غضبناک خشمناک .
مترادف و متضاد
بدخلق، تندخو، خشمناک، دمان، ژیان، سودایی، عصبانی، عصبی، غضبآلود، غضبان، غضبناک

بدخلق، تندخو، خشمناک، دمان، ژیان، سودایی، عصبانی، عصبی، غضبآلود، غضبان، غضبناک