Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خبه

تلفظ بین المللی : /xˈobeː/ تلفظ :‌ [x'obe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • خبه شدن
  • خبه نمودن
  • خبه کردن
  • خبه گشتن
  • گوش خبه
  • روش خبره بنیاد
  • العبر و دیوان المبتداء و الخبر
  • سامانۀ خبره
  • صاحب خبر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خبه . [خ ُب ْ ب َ ] (اِخ ) نام موضعی است . (از منتهی الارب ).

خبه . [ خ ُب ْ ب َ ] (ع اِ) جای گرد آمدن آب که گرداگرد آن گیاه روید. (از منتهی الارب ).

خبه . [ خ ُب ْ ب َ ] (اِخ ) نام سرزمین ریگزاری است بنجد. اخطل گوید : فتنهنهت عنه و ولی یقتری رملا بخبة تارة و یصوم .(از یاقوت در معجم البلدان )....

فرهنگ عمید

خبک#NAME?

= خبک

فرهنگ فارسی

( صفت ) خفه .
نام سرزمین ریگزاری است بنجد

کلمات مرتبط

  • خبه شدن
  • خبه نمودن
  • خبه کردن
  • خبه گشتن
  • گوش خبه
  • روش خبره بنیاد
  • العبر و دیوان المبتداء و الخبر
  • سامانۀ خبره
  • صاحب خبر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات