Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حصانت

تلفظ بین المللی : /hasˈɑnat/ تلفظ :‌ [has'Anat]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • حصات
  • حصافت
  • حصان
  • حضانت
  • دوب الحصان
  • حزانت
  • حصاتی
  • حصادت
  • حصارترکمان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

حصانت . [ ح َ ن َ ] (ع اِمص ) حصافت . استواری . محکمی . استحکام . استوار شدن حصار و جز آن . (تاج المصادر بیهقی ): و با عقل خود آن یک حصن بی حصانت را... (جهانگشای جوینی ). || پارسائی . (زمخشری ). پرهیزکار شدن . نهفته شدن زن . (تاج المصادر بیهقی ).

حصانت. [ ح َ ن َ ] ( ع اِمص ) حصافت. استواری. محکمی. استحکام. استوار شدن حصار و...

فرهنگ عمید

۱. منیع و استوار بودن.
۲. [مجاز] پارسا و پاک دامن بودن، عفیف بودن.

فرهنگ معین

(حَ نَ ) [ ع . حصانة ] (مص ل . ) استوار بودن ، محکم بودن .

فرهنگ فارسی

منیع واستواربودن، پارساوپاکدامن بودن، عفیف
۱ - ( مصدر ) استوار بودن محکم بودن . ۲ - (اسم ) استواری استحکام. ۳ - (مصدر ) پاکدامن بودن عفیف بودن . ۴ - ( اسم ) پاکدامنی عفت .

مترادف و متضاد

۱. استحکام، استواری ≠ نااستواری، سستی
۲. پاکدامنی، عصمت، عفت


کلمات مرتبط

  • حصات
  • حصافت
  • حصان
  • حضانت
  • دوب الحصان
  • حزانت
  • حصاتی
  • حصادت
  • حصارترکمان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات