معانی کلمه : حصافت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. عقل استوار و رٲی نیکو داشتن.
۲. استواری عقل و رٲی.
۲. استواری عقل و رٲی.
فرهنگ معین
(حَ فَ ) [ ع . حصافة ] (مص ل . ) عقل و رأی نیکو و استوار داشتن .
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) خرد استوار داشتن رای نیکو داشتن . ۲ - ( اسم ) استواری عقل پختگی رای و عقیده خردمندی .
