معانی کلمه : حضانت
لغت نامه دهخدا
حضانت . [ ح َ / ح ِ ن َ ] (ع مص ) واداشتن کسی را از حاجت وی . (تاج المصادربیهقی ). بازداشتن . (دهار). || سر خود کارکردن بی دیگری . || ولایت بر طفل و مجنون .
فرهنگ عمید
۱. پرستاری.
۲. پرستاری از کودک، دایگی.
۲. پرستاری از کودک، دایگی.
فرهنگ معین
(حِ نَ ) [ ع . حضانة ] (اِمص . ) پرستاری ، در کنار گرفتن .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
درزیربال گرفتن، دربرگرفتن، پرستاری، پروراندن
۱ - ( مصدر ) در زیر بال گرفتن در برگرفتن . ۲ - در دامن خود پروردن پروراندن . ۳ - ( اسم ) دایگی پرستاری ( کودک ) تیمار داشت .
وادشتن کسی را از حاجت وی ولایت بر طفل و مجنون
۱ - ( مصدر ) در زیر بال گرفتن در برگرفتن . ۲ - در دامن خود پروردن پروراندن . ۳ - ( اسم ) دایگی پرستاری ( کودک ) تیمار داشت .
وادشتن کسی را از حاجت وی ولایت بر طفل و مجنون
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
پرستاری، تیمار، تیمارداری، خدمت، دایگی، زواری
