Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ حاکم بودن

تلفظ بین المللی : /hˈɑkem bˈuːdan/ تلفظ :‌ [h'Akem b'u:dan]
مترادف و متضاد
  • از پیش حاکی بودن از
  • حاکی بودن
  • حاکی بودن از
  • مثل اب خوردن بودن یا حکم اب خوردن را داشتن یا پیدا کردن
  • حاکم
  • حاکم زن
  • حاکم ستمگر یا مستبد
  • حاکم شدن
  • حاکم عالی مقام
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

govern (فعل)
کنترل کردن، حکومت کردن، حکمرانی کردن، تابع خود کردن، حاکم بودن، فرمانداری کردن

کلمات مرتبط

  • از پیش حاکی بودن از
  • حاکی بودن
  • حاکی بودن از
  • مثل اب خوردن بودن یا حکم اب خوردن را داشتن یا پیدا کردن
  • حاکم
  • حاکم زن
  • حاکم ستمگر یا مستبد
  • حاکم شدن
  • حاکم عالی مقام
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات