کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : حاکم زن
تلفظ بین المللی :
/hˈɑkem zˈan/
تلفظ :
[h'Akem z'an]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
زن حاکم
حکم زن مطلقه
حکم افترا به زنان عفیف
حکم زنا
احکم الحاکمین
حاکمانه
حاکمون
حاکمین
حاکمان اولیه کاسی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
governess
(اسم)
مدیره، حاکم زن، زن حاکم
کلمات مرتبط
زن حاکم
حکم زن مطلقه
حکم افترا به زنان عفیف
حکم زنا
احکم الحاکمین
حاکمانه
حاکمون
حاکمین
حاکمان اولیه کاسی
نظرات