کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : جایگزین کردن
تلفظ بین المللی :
/dʒɑjɡˈozin kˈardan/
تلفظ :
[dZAjg'ozin k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
جایگزین
جایگزین ساختن
جایگزین شونده
جایگزین نشده
جایگزین چیز دیگری شدن
جایگزین درمانی نیکوتینی
جایگزین چربی
جایگزین کرۀ کاکائو
جایگزین ارزشیابی دوزبانه
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
sub
(فعل)
جای کسی را گرفتن، جایگزین کردن
replace
(فعل)
عوض کردن، تعویض کردن، جابجا کردن، جایگزین کردن، چیزی را تعویض کردن
کلمات مرتبط
جایگزین
جایگزین ساختن
جایگزین شونده
جایگزین نشده
جایگزین چیز دیگری شدن
جایگزین درمانی نیکوتینی
جایگزین چربی
جایگزین کرۀ کاکائو
جایگزین ارزشیابی دوزبانه
نظرات