کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جایگزین | کلماتور
معانی کلمه : جایگزین
تلفظ بین المللی :
/dʒɑjɡˈozin/
تلفظ :
[dZAjg'ozin]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
جایگزین ساختن
جایگزین شونده
جایگزین نشده
جایگزین چیز دیگری شدن
جایگزین کردن
جایگزین درمانی نیکوتینی
جایگزین چربی
جایگزین کرۀ کاکائو
جایگزین ارزشیابی دوزبانه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
جایگزین. [ گ ُ ] ( ن مف مرکب ) قائم مقام. جانشین. خلف. بدل. بجای.
فرهنگ عمید
کسی یا چیزی که به جای کسی یا چیزی دیگر قرار می گیرد و معمولاً هر دو دارای ویژگی های مشابه می باشند.
فرهنگ معین
(گُ ) (ص فا. ) کسی که جایی را برای خویش انتخاب کند، آن که یا آن چه که در جایی استقرار یابد.
فرهنگ فارسی
جانشین
جای گزیننده، جایگیر، انتخاب جاومکان برای خود
( صفت ) کسی که جایی را برای خویش انتخاب کند آنکه یا آنچه که در جایی استقرار یابد.
دانشنامه عمومی
الترناتیو
مترادف و متضاد
ثابت، مستقر
۱. جانشین
۲. ثابت، مستقر
واژه نامه بختیاریکا
جا گُرُ
کلمات مرتبط
جایگزین ساختن
جایگزین شونده
جایگزین نشده
جایگزین چیز دیگری شدن
جایگزین کردن
جایگزین درمانی نیکوتینی
جایگزین چربی
جایگزین کرۀ کاکائو
جایگزین ارزشیابی دوزبانه
نظرات