Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تنگدل گشتن

تلفظ بین المللی : /tˈanɡdel ɡˈaʃtan/ تلفظ :‌ [t'angdel g'aStan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تنگدل
  • تنگدل شدن
  • تنگدل داشتن
  • تنگدل کردن
  • تنگ دل
  • تنگدلی
  • تنگال
  • تنگل
  • تنگل خو
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تنگدل گشتن. [ت َ دِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) غمگین و افسرده شدن. ملول و ناخوش گشتن. اندوهگین و غمناک گردیدن : از آن مردمان تنگدل گشت شاه بخوبی نکرد اندر ایشان نگاه.فردوسی.وگر تنگدل گردی ای نامدارسوی کابلستان یکی کن گذار.فردوسی.بترسید کآید پس او سپاه بدان ماندگی تنگدل گشت شاه.فردوسی.چنان تنگدل گشت از او شهریارکه از گل نیامد جز از خار بار.فردوسی.دوش باری چه سخن گفتم با تو صنماکه چنان تنگدل و تافته دل گ...

فرهنگ فارسی

غمگین و افسرده شدن . ملول و ناخوش گشتن .

کلمات مرتبط

  • تنگدل
  • تنگدل شدن
  • تنگدل داشتن
  • تنگدل کردن
  • تنگ دل
  • تنگدلی
  • تنگال
  • تنگل
  • تنگل خو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات