Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تنگدل

تلفظ بین المللی : /tˈanɡdel/ تلفظ :‌ [t'angdel]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • تنگدل شدن
  • تنگدل داشتن
  • تنگدل کردن
  • تنگدل گشتن
  • تنگدلی
  • تنگدلی کردن
  • تنگدست، تنگدست
  • تنگدستی، تنگدستی
  • تنگ دل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

تنگدل. [ ت َ دِ ] ( ص مرکب ) تنک دل. کنایه از ملول و ناخوش.( آنندراج ). دل فگار و ناامید. ( ناظم الاطباء ). اندوهگین. افسرده. غمگین. ( فرهنگ فارسی معین ) : همی زار بگریست بر کشتگان بر آن تنگدل بخت برگشتگان.فردوسی.ز پیری مرا تنگدل دید دهربمن بازداد از گناهش دوبهر.فردوسی.نبد هیچ اسبی سزاوار اوی ببد تنگدل آن گو نامجوی.فردوسی.به چاه اندر افتاد و بشکست دست شد آن تنگدل مرد یزدان پرست.فردوسی.همی خورد بای...

فرهنگ عمید

افسرده، اندوهگین، غمناک.

فرهنگ معین

( ~. دِ ) (ص مر. ) اندوهگین ، افسرده .

فرهنگ فارسی

افسرده، اندوهگین، غمناک
( صفت ) اندوهگین افسرده غمگین .

مترادف و متضاد

افسرده، اندوهگین، پژمان، دلتنگ، دلفگار، ضجر، غمگین، غمین، محزون، مغموم، ملول ≠ شاد، خرسند، مسرور


کلمات مرتبط

  • تنگدل شدن
  • تنگدل داشتن
  • تنگدل کردن
  • تنگدل گشتن
  • تنگدلی
  • تنگدلی کردن
  • تنگدست، تنگدست
  • تنگدستی، تنگدستی
  • تنگ دل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات