معانی کلمه : تنوع ساختاری
فرهنگ فارسی
گوناگونی الگوها یا سازمانهای درون یک سامانه، از قبیل ساختار زیستگاه یا ساختار جمعیت یا ریختشناسی گونهها
فرهنگستان زبان و ادب
{structural diversity} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] گوناگونی الگوها یا سازمان های درون یک سامانه، از قبیل ساختار زیستگاه یا ساختار جمعیت یا ریخت شناسی گونه ها
