کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تنوع دادن به
تلفظ بین المللی :
/tanˈavvoʔ dˈɑdan bˈeː/
تلفظ :
[tan'avvo? d'Adan b'e:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
حالت تهوع دست دادن
تنوع
تنوع الفا
تنوع بتا
تنوع بوم سازگان
تنوع بوم شناختی
تنوع ترکیبی
تنوع تفریحات بیرونی
تنوع زیستگاهی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
vary
(فعل)
تغییر دادن، عوض کردن، دگرگون کردن، تغییر کردن، بی ثبات کردن، فرق داشتن، متنوع ساختن، تنوع دادن به
کلمات مرتبط
حالت تهوع دست دادن
تنوع
تنوع الفا
تنوع بتا
تنوع بوم سازگان
تنوع بوم شناختی
تنوع ترکیبی
تنوع تفریحات بیرونی
تنوع زیستگاهی
نظرات