تقزیح. [ ت َ ] ( ع مص ) توابل در دیگ کردن. ( زوزنی ). توابل در دیگ ریختن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( ازآنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || آراستن سخن را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). آراستن و تمام کردن سخن را بی آنکه در آن دروغ گوید. || ریختن و چکانیدن سگ بول را. || شاشیدن و ریختن بول بر ریشه درخت تا نمو آن بسیار شود. || آغاز روییدن نمودن گیاه عرفج. ( از اقرب الموارد ). || (...