Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ تقزیح

تلفظ بین المللی : /tˈaq1zih/ تلفظ :‌ [t'aq1zih]
لغت نامه دهخدا
  • تقبیح کردن
  • تقبیح
  • ترزیح
  • تقازیح
  • تقدیح
  • تقریح
  • تقزح
  • تقزیع
  • تقزیه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

تقزیح. [ ت َ ] ( ع مص ) توابل در دیگ کردن. ( زوزنی ). توابل در دیگ ریختن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( ازآنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || آراستن سخن را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). آراستن و تمام کردن سخن را بی آنکه در آن دروغ گوید. || ریختن و چکانیدن سگ بول را. || شاشیدن و ریختن بول بر ریشه درخت تا نمو آن بسیار شود. || آغاز روییدن نمودن گیاه عرفج. ( از اقرب الموارد ). || (...

کلمات مرتبط

  • تقبیح کردن
  • تقبیح
  • ترزیح
  • تقازیح
  • تقدیح
  • تقریح
  • تقزح
  • تقزیع
  • تقزیه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات