کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : ترزیح
تلفظ بین المللی :
/tˈarzih/
تلفظ :
[t'aRzih]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
رأی ترجیحی
رأی گیری ترجیحی
نا بویایی ترجیحی
ترجیح دادن
ترجیح داشتن
ترجیح یافتن یا دادن
ترجیحا
ترجیحی
ترجیح بلامرجح
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
ترزیح. [ ت َ ]( ع مص ) لاغر کردن ستور. ( تاج المصادر بیهقی ) لاغر و نزار گردانیدن شتر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). لاغر کردن ناقه. ( از اقرب الموارد ) ( المنجد ).
کلمات مرتبط
رأی ترجیحی
رأی گیری ترجیحی
نا بویایی ترجیحی
ترجیح دادن
ترجیح داشتن
ترجیح یافتن یا دادن
ترجیحا
ترجیحی
ترجیح بلامرجح
نظرات