کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تقزح
تلفظ بین المللی :
/taq1ˈazzoh/
تلفظ :
[taq1'azzoh]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
تقزز
تَقَزا
التقاح
تزحر
تزحزح
تزحف
تزحل
تزحلف
تزحلق
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
تقزح. [ ت َ ق َزْ زُ ] ( ع مص )بسیارشاخ گردیدن گیاه و پراگنده افتادن آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
کلمات مرتبط
تقزز
تَقَزا
التقاح
تزحر
تزحزح
تزحف
تزحل
تزحلف
تزحلق
نظرات