Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تفکیک

تلفظ بین المللی : /tˈafkik/ تلفظ :‌ [t'afkik]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • تفکیک شدن
  • تفکیک و تمیز مطالب از یکدیگر
  • تفکیک پذیر
  • تفکیک پذیری
  • تفکیک کردن
  • تفکیک کننده
  • تفکیک قوا
  • تفکیک مکتب
  • تفکیک اجزا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

تفکیک. [ ت َ ] ( ع مص ) از هم بگشادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). جدا کردن دو چیز از یکدیگر. ( آنندراج ). جداکردگی چیزی از دیگری. ( ناظم الاطباء ). || رهانیدن و خلاص کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). جدا کردن و خلاص کردن. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ عمید

۱. جدا کردن چیزی از چیز دیگر.
۲. [قدیمی] باز کردن.
۳. [قدیمی] رها کردن.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) از هم جدا کردن ، بازگشادن . ۲ - (اِمص . ) جدایی ، گشودگی . ۳ - گرفتن سند جداگانه برای بخشی از یک ساختمان .

دانشنامه آزاد فارسی

تفکیک (dissociation)در شیمی، فرآیند شکافته شدن ترکیب به دو یا چند محصول کوچک تر. ممکن است این محصولات دوباره ترکیب شوند و واکنشگر را به وجود آورند. در جایی که تفکیک ناقص باشد و همۀ مولکول های ترکیب تفکیک نشوند، بین ترکیب اولیه و محصولات تفکیک شده تعادل شیمیایی به وجود می آید. میزان ناقص بودن تفکیک را با مقداری عددی، با نام ثابت تفکیک، بیان می کنند.wikijoo: تفکیک...

فرهنگ فارسی

جدا شدن اجزای یک مولکول به‌طور خودبه‌خود یا براثر تابش

بازکردن، رهاکردن، جداکردن چیزی ازچیزدیگر
۱ - ( مصدر ) از هم گشودن جداکردن باز گشادن . ۲ -( اسم ) جدایی گشودگی . جمع : تفکیکات .
بادریسه در پستان دختر پدید آمدن

دانشنامه عمومی

تفکیک به موارد زیر اشاره دارد:جدایی جنسیتی مثل تفکیک جنسیتی در ایران جدایی زن و مرد در محل کار،دانشگاه،مدارس،مراسم سالگرد شهید حججی ،ورود بانوان به استادیوم آزادی برای تماشای فوتبال در بازی دوستانه ایران - بولیوی برای اولین بار پس از انقلاب ،محل شارژ کردن موبایل ، سواحل دریایی و... نمونه های از این نوع تفکیک جنسیتی در ایران هستند .مکتب تفکیک یا مکتب مشهد یا مکتب معارف، مکتبی در علوم مذهبی شیعیمکتب...

مترادف و متضاد

جدا کردن

افراز، انتزاع، انفکاک، تجزیه، تشخیص، تفریق، جداسازی، جدایی، فصل، فک

۱. افراز، انتزاع، انفکاک، تجزیه، تشخیص، تفریق، جداسازی، جدایی، فصل، فک
۲. جدا کردن

detachment (اسم)کناره گیری، قسمت، دسته، تفکیک، جدا سازیdisconnection (اسم)قطع، تفکیک، گسیختگی، گسستگی، عدم ربط، نداشتن رابطهseparation (اسم)جدایی، تفکیک، فراق، انفصال، دوری، مفارقتsegregation (اسم)جدایی، تفکیک، افترا...

فرهنگ فارسی ساره

جداساز

فرهنگستان زبان و ادب

{dissociation} [شیمی، مهندسی بسپار] جدا شدن اجزای یک مولکول به طور خودبه خود یا براثر تابش

کلمات مرتبط

  • تفکیک شدن
  • تفکیک و تمیز مطالب از یکدیگر
  • تفکیک پذیر
  • تفکیک پذیری
  • تفکیک کردن
  • تفکیک کننده
  • تفکیک قوا
  • تفکیک مکتب
  • تفکیک اجزا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات