معنی کلمه : تفکیک پذیر
مترادف و متضاد
جداشدنی، قابلتفکیک، جداییناپذیر ≠ تفکیکناپذیر، جداناشدنی، غیرقابل تفکیک
separable (صفت)
جدا شدنی، جدا کردنی، قابل تفکیک، تفکیک پذیر، سوا شدنی
severable (صفت)
جدا شدنی، تفکیک پذیر

جداشدنی، قابلتفکیک، جداییناپذیر ≠ تفکیکناپذیر، جداناشدنی، غیرقابل تفکیک