کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تفکیک کننده
تلفظ بین المللی :
/tˈafkik konˈandeː/
تلفظ :
[t'afkik kon'ande:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تلفیق و تفکیک کننده
تاریک کننده
تاکید کننده
تحریک کننده
تحریک کننده قمقمه کوچک
عامل تحریک کننده تشکیل کلنی
فاکتور تحریک کننده تشکیل کلونی
تفکیک
تفکیک شدن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
demodulator (اسم)تفکیک کننده، پیاده کنندهseparator (اسم)تفکیک کننده، جدا ساز، الت خامه گیری، دستگاه تجزیه، فارق، خامه گیرdiscriminator (اسم)تفکیک کننده، تمیز دهنده، فرق گذارdiacritic (صفت)تفکیک کنندهdiscriminant (صفت)تفکیک کننده، مشخص کنندهdiacritical (صفت)تفکیک کننده، نشان تشخیص...
کلمات مرتبط
تلفیق و تفکیک کننده
تاریک کننده
تاکید کننده
تحریک کننده
تحریک کننده قمقمه کوچک
عامل تحریک کننده تشکیل کلنی
فاکتور تحریک کننده تشکیل کلونی
تفکیک
تفکیک شدن
نظرات