کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تفریح-دادن | کلماتور
معنی کلمه : تفریح دادن
تلفظ بین المللی :
/tˈafrih dˈɑdan/
تلفظ :
[t'afRih d'Adan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تاریخ داده ها
قنات حاجی علی داد تبریز
تفریح
تفریح و بازی از روی هوسرانی
تفریح و جست و خیز کردن
تفریح و ولخرجی کردن
تفریح کردن
تفریح گاه
تفریح تا سرحد مرگ
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
amuse (فعل)جذب کردن، مات و متحیر کردن، سرگرم کردن، مشغول کردن، تفریح دادنentertain (فعل)قبول کردن، سرگرم کردن، مشغول کردن، تفریح دادن، گرامی داشتن، پذیرایی کردن، مهمانی کردن ازrecreate (فعل)تفریح دادن، تفریح کردن، از نو خلق کردن، تمدد اعصاب کردن، وسیله تفریح را فراهم کردن...
کلمات مرتبط
تاریخ داده ها
قنات حاجی علی داد تبریز
تفریح
تفریح و بازی از روی هوسرانی
تفریح و جست و خیز کردن
تفریح و ولخرجی کردن
تفریح کردن
تفریح گاه
تفریح تا سرحد مرگ
نظرات