Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ تخم گشنیده شده

تلفظ بین المللی : /tˈoxm ɡoʃnˈideː ʃˈodeː/ تلفظ :‌ [t'oxm goSn'ide: S'ode:]
مترادف و متضاد
  • تخم
  • تُخم
  • تخم حرام
  • تخم خوراکی کاج
  • تخم دادن
  • تخم دار
  • تخم راهه
  • تخم ریختن
  • تخم ریز
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

zygote (اسم)
تخم، تخم بارور، تخم گشنیده شده، سلول گشنیده شده یا لقاح شده

zygotic (صفت)
تخم، تخم بارور، تخم گشنیده شده، سلول گشنیده شده یا لقاح شده

کلمات مرتبط

  • تخم
  • تُخم
  • تخم حرام
  • تخم خوراکی کاج
  • تخم دادن
  • تخم دار
  • تخم راهه
  • تخم ریختن
  • تخم ریز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات