کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تخم گشنیده شده
تلفظ بین المللی :
/tˈoxm ɡoʃnˈideː ʃˈodeː/
تلفظ :
[t'oxm goSn'ide: S'ode:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تخم
تُخم
تخم حرام
تخم خوراکی کاج
تخم دادن
تخم دار
تخم راهه
تخم ریختن
تخم ریز
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
zygote
(اسم)
تخم، تخم بارور، تخم گشنیده شده، سلول گشنیده شده یا لقاح شده
zygotic
(صفت)
تخم، تخم بارور، تخم گشنیده شده، سلول گشنیده شده یا لقاح شده
کلمات مرتبط
تخم
تُخم
تخم حرام
تخم خوراکی کاج
تخم دادن
تخم دار
تخم راهه
تخم ریختن
تخم ریز
نظرات