Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ تخم دار

تلفظ بین المللی : /tˈoxm dˈɑr/ تلفظ :‌ [t'oxm d'AR]
مترادف و متضاد
  • نان برشته تخم مرغ دار
  • دارای تخم و بذر
  • نابینا اما دارای تخم چشم
  • تخت دار
  • تیم دار
  • زَم داری تخمک
  • دارای تخمک راست
  • زم داری تخمک
  • دارم لباس­هایم را می پوشم ( دارم رختم را تنم می کنم).
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

seedy (صفت)
از کار افتاده، تخمی، تخم دار، به تخم افتاده

seminiferous (صفت)
تخم دار، منی ساز، ایجاد کننده بذر یا نطفه

کلمات مرتبط

  • نان برشته تخم مرغ دار
  • دارای تخم و بذر
  • نابینا اما دارای تخم چشم
  • تخت دار
  • تیم دار
  • زَم داری تخمک
  • دارای تخمک راست
  • زم داری تخمک
  • دارم لباس­هایم را می پوشم ( دارم رختم را تنم می کنم).
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات