Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تاب آوردن

تلفظ بین المللی : /tˈɑb ɑvˈardan/ تلفظ :‌ [t'Ab Av'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینمترادف و متضاد
  • تاب اوردن
  • تاب چیزی را اوردن
  • تاب اوردنی
  • تنها گیر اوردن و کتک زدن تا سر حد مرگ
  • تب آوردن
  • تب اوردن
  • تابوردن
  • تاب
  • تاب امدن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

تاب آوردن . [ وَ دَ ](مص مرکب ) صبر. مصابرت . صابری . صبوری کردن . شکیبا بودن . || برخود هموار کردن . رجوع به تاب شود. || تحمل کردن . طاقت آوردن : تاب دغا نیاورد قوت هیچ صفدری گر تو بدین مشاهده حمله بری به لشکری . سعدی .ز درد عشق تو دوشم امید صبح نبوداسیر هجر چه تاب شب دراز آرد؟ سعدی .مگر بر تو نام آوری حمله کردنیاوردی از ضعف تاب نبرد. سعدی (بوستان ).چو آهن تاب آتش می نیاردنمیباید که پیشانی کند مو...

فرهنگ معین

(وَ دَ) (مص ل .) تحمل کردن ، طاقت آوردن .

مترادف و متضاد

برخودهموار کردن، بردباری کردن، تحمل کردن، طاقت‌آوردن، یارستن ≠ برنتافتن

۱. برخودهموار کردن، بردباری کردن، تحمل کردن، طاقتآوردن، یارستن ≠ برنتافتن
۲. پایداری کردن، مقاومت کردن
۳. شکیبا بودن، صبر کردن


کلمات مرتبط

  • تاب اوردن
  • تاب چیزی را اوردن
  • تاب اوردنی
  • تنها گیر اوردن و کتک زدن تا سر حد مرگ
  • تب آوردن
  • تب اوردن
  • تابوردن
  • تاب
  • تاب امدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات