کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بیمار-وانی | کلماتور
معانی کلمه : بیمار وانی
تلفظ بین المللی :
/bimˈɑr vˈɑni/
تلفظ :
[bim'AR v'Ani]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بیماروانی
بیماربانی
بیماربانی کردن
بیماروان
بیمار
بیمار روانی
بیمار بودن
بیمار ساختن
بیمار سرپایی بیمارستان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بیماروانی. [ مارْ ] ( حامص مرکب ) بیماربانی. بیمارداری. پرستاری. ( یادداشت مؤلف ): تطلیة؛ بیماروانی کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). التمریض ؛ بیماروانی کردن یعنی در کار بیمار ایستادن. ( مجمل اللغة ).
فرهنگ فارسی
بیمار بانی . بیمار داری . پرستاری . بیمار وانی کردن .
کلمات مرتبط
بیماروانی
بیماربانی
بیماربانی کردن
بیماروان
بیمار
بیمار روانی
بیمار بودن
بیمار ساختن
بیمار سرپایی بیمارستان
نظرات