کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : بیمار ساختن
تلفظ بین المللی :
/bimˈɑr sˈɑxtan/
تلفظ :
[bim'AR s'Axtan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
نشانگان ساختمان بیمار
بار ساختن
بیماری ساختگی
نشانگان بیماری ساختمان
ساختار بازار
بیمار
بیمار روانی
بیمار بودن
بیمار سرپایی بیمارستان
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
indispose
(فعل)
ناجور کردن، بی میل کردن، نامناسب کردن، مریض کردن، بیمار ساختن، اماده ساختن
کلمات مرتبط
نشانگان ساختمان بیمار
بار ساختن
بیماری ساختگی
نشانگان بیماری ساختمان
ساختار بازار
بیمار
بیمار روانی
بیمار بودن
بیمار سرپایی بیمارستان
نظرات