Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بیرون شدن

تلفظ بین المللی : /bˈiruːn ʃˈodan/ تلفظ :‌ [b'iRu:n S'odan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • به بیرون جاری شدن
  • بیرون روان شدن
  • از جاده ی چیزی منحرف شدن یا قدم بیرون نهادن یا خارج شدن
  • جان بیرون شدن
  • برون شدن
  • بارور شدن
  • اماده باران شدن اسمان
  • باران زده شدن
  • نور باران شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بیرون شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) برون شدن. خارج گشتن. خارج گردیدن. خروج. برون رفتن : اندر آمد مرد با زن چرب چرب گنده پیر از خانه بیرون شد به ترب.رودکی.ای شعیب با اهل حق از میان ایشان بیرون شو. ( قصص الانبیاء ص 95 ). فرمان خدا چنین است که از زمین مصر بیرون شوید. ( قصص الانبیاء ص 119 ).چادر بسر آورد و فروبست سراویل بیرون شد و این قصه بنظمم سمر آمد.سوزنی.گفت چون بیرون شدی از شهر خویش درکدامین شهر می...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بیرون رفتن خارج گشتن مقابل اندر شدن داخل گشتن .

کلمات مرتبط

  • به بیرون جاری شدن
  • بیرون روان شدن
  • از جاده ی چیزی منحرف شدن یا قدم بیرون نهادن یا خارج شدن
  • جان بیرون شدن
  • برون شدن
  • بارور شدن
  • اماده باران شدن اسمان
  • باران زده شدن
  • نور باران شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات