Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : برون شدن

تلفظ بین المللی : /bˈorun ʃˈodan/ تلفظ :‌ [b'oRun S'odan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بدون حق وارد شدن
  • به بیرون جاری شدن
  • بیرون روان شدن
  • موکول بروز دیگر شدن
  • از جاده ی چیزی منحرف شدن یا قدم بیرون نهادن یا خارج شدن
  • جان بیرون شدن
  • بیرون شدن
  • شان بارون
  • شانزه میل بتون
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

برون شدن. [ ب ِ / ب ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بیرون شدن. بیرون رفتن. خارج شدن. خارج گشتن : زواله اش چو شدی از کمان گروهه برون ز حلق مرغ بساعت فروچکیدی خون.کسائی.چو کاوه برون شد ز درگاه شاه بر او انجمن گشت بازارگاه.فردوسی.ز درگاه ماهوی شد چون برون دو دیده پر از آب و دل پر ز خون.فردوسی.گرازه برون شد ز پیش سپاه خبر شد به اغریرث نیکخواه.فردوسی.زین در چو درآیی بدان برون شودر سِرّ چنین گفت نوح با سام.ناصرخ...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بیرون شدن

کلمات مرتبط

  • بدون حق وارد شدن
  • به بیرون جاری شدن
  • بیرون روان شدن
  • موکول بروز دیگر شدن
  • از جاده ی چیزی منحرف شدن یا قدم بیرون نهادن یا خارج شدن
  • جان بیرون شدن
  • بیرون شدن
  • شان بارون
  • شانزه میل بتون
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات