کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه به-بیرون-جاری-شدن | کلماتور
معنی کلمه : به بیرون جاری شدن
تلفظ بین المللی :
/beː bˈiruːn dʒˈɑri ʃˈodan/
تلفظ :
[be: b'iRu:n dZ'ARi S'odan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
به بیرون
شماره گیری مستقیم به بیرون
برگشتگی به بیرون
توجه شخص به بیرون از خود
یک دیوانه سنگی به چاه می اندازد که صد عاقل نمی توانند بیرون بیاورند
دیروز با خانواده به دشت ( صحرا بیرون باغ) رفتیم.
نگاهی به بیرون
مربوط به بارون
به دعای گربه سیاه باران نمی اید
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
outflow
(فعل)
به بیرون جاری شدن
کلمات مرتبط
به بیرون
شماره گیری مستقیم به بیرون
برگشتگی به بیرون
توجه شخص به بیرون از خود
یک دیوانه سنگی به چاه می اندازد که صد عاقل نمی توانند بیرون بیاورند
دیروز با خانواده به دشت ( صحرا بیرون باغ) رفتیم.
نگاهی به بیرون
مربوط به بارون
به دعای گربه سیاه باران نمی اید
نظرات